ابراهيم بيضون ( مترجم : اصغر محمدى سيجانى )
41
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي )
بكشاند ، بلكه بر عكس فضاى حاكم بر روابط او با ابو بكر اختلاف بر اساس وحدت بود . لذا در اين معادله نيز راهى جز ملتزم شدن به عمر پيش رو نداشت . و شايد هر موضع ديگرى از سوى او محكوم به شكست بود ، زيرا ابو بكر - به روايت ابن اثير - پيش از فوت ، اصحاب پيامبر ( ص ) را گرد آورد و به آنان گفت : « آيا مىپذيريد كه كسى را به جانشينى خود منصوب كنم ؟ همانا من كسى از خويشان خود را به جانشينى خود نگماردهام ، بلكه عمر را به جانشينى خود براى شما برگزيدهام . پس به فرمانش گوش كرده اطاعتش كنيد . . . » « 1 » لذا حكومت عمر تثبيت شده به نظر مىرسيد و - اكثر - صحابه در پذيرش آن اجماع داشتند ، و على ( ع ) راهى نداشت مگر آنكه بر اساس اصول خود مشابه رفتارى كه با ابو بكر داشت با عمر نيز داشته باشد . و اين همان چيزى است كه با اين گفتهء خود از آن ياد مىكند : « بدانچه كرديد گردن مىنهم ، چند كه مرزهاى مسلمانان ايمن بود . » « 2 » . بر اساس اين قاعده ، على ( ع ) به ايفاى نقش خود پرداخت كه به تدريج با سياست خليفهء جديد و چشمداشتهاى او در تأسيس يك دولت عادل همسو مىشد . روشهاى آن دو به اندازهاى به هم نزديك و همسو شده بود كه در جهت دادن به سياست كلى دولت مكمل يكديگر بودند . « 3 » از جلوههاى اين حالت اهميت دادن به مهمترين منصب ، يعنى قضاوت است كه در زمان خليفهء سابق ، عمر عهدهدارش بود . گفتههاى بسيارى كه به عمر منسوب است بر مرجعيت على ( ع ) در آن هنگام و نقش وى در بالا بردن ابهت خلافت عمر دلالت دارند . از جمله : اى ابا حسن - على ( ع ) - در ميان مردمى كه تو در بينشان نباشى باقى نمىمانم » « 4 » ؛ « على ( ع ) تواناترين ما در داورى است » « 5 » ؛ « در صورتى كه على ( ع ) حاضر باشد هيچ كس نبايد در مسجد فتوا بدهد » « 6 » ؛ تا آخرين گفتهاى كه به
--> ( 1 ) . ابن اثير ، همان ، ج 2 ، ص 426 . ( 2 ) نهج البلاغه : خطبهء 74 ، ص 56 . ( 3 ) طبرى ، همان ، ج 3 ، ص 479 . ( 4 ) ابن عساكر ، همان ، ج 3 ، ص 53 . ( 5 ) همان ، ص 43 . ( 6 ) ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 6 .